مواظب باشيد رؤياهايتان را ندزدند

blog
خدايا، من خيلي تنها هستم

دوستي صاحب يك مرتع پرورش اسب است.
بار آخري كه آنجا بودم پس از معرفي كردن من به مهمانان گفت: بگذاريد بهتان بگويم چرا به دوستم اجازه ميدهم از خانه ام استفاده كند.
داستانش به مرد جواني بر ميگردد. او پسريك مربي اسب بود كه از اصطبلي به اصطبل ديگر و از مزرعه اي به مزرعه ديگر ميرفت و اسب پرورش ميداد. به همين خاطر تحصيلات دبيرستاني پسر مدام با وقفه مواجه ميشد. يك روز در مدرسه از پسر خواستند در مورد اينكه دوست دارد در آينده چه كاره شود بنويسد.

آن شب او اهداف زندگي اش و اين كه ميخواهد صاحب يك مرتع پرورش اسب شود را در هفت صفحه شرح داد. او رؤياهايش را با جزييات بسيار دقيقي توضيح داد و حتي نقشه اي از يك مرتع 50 هكتاري كشيد و جاي تمام ساختمانها، اصطبلها و زمين هاي تمرين را روي آن مشخص كرد. سپس نقشه دقيقي از يك خانه 1000 متري كشيد كه در همان مرتع واقع ميشد. او با جان ودل روي اين پروژه كار كرد و روز بعد آن را به معلمش تحويل داد. دو روز بعد وقتي برگه هايش را تحويل گرفت روي صفحه اول نوشته شده بود: بسيار بد. بعد از كلاس بيا با هم صحبت كنيم.

پسر رؤيايي داستان ما پس از كلاس سراغ معلم رفت و از او پرسيد: براي چه روي برگه ام نوشته بوديد بسيار بد؟ معلم گفت: چون رؤيايي دست نيافتني از پسركي جوان بود. تو پولي نداري. از خانواده اي سرگردان و بي خانمان هستي و هيچ پشت و پناهي هم نداري.

تملك مرتع پرورش اسب پول زيادي مي خواهد. بايد پول زيادي بابت خريد زمين پرداخت كني و براي خريد اسب هاي اصيل كه بتواني از زاد و ولد آنها اسب پرورش بدهي هم به پول نياز داري ضمن اينكه براي بناي اصطبل و ساختمان ها هم مبالغ هنگفتي بايد پول هزينه كني همانطور كه مي بيني هرگز نخواهي توانست چنين كاري بكني و بعد اضافه كرد: فرصت ديگري به تو ميدهم اگر در مورد هدف دستيافتني تري بنويسي نمره ات را تغيير مي دهم.

پسر به خانه برگشت و در مورد صحبت هاي معلمش فكر كرد. در نهايت سراغ پدرش رفت و از او پرسيد بهتر است چه كار كند؟ پدرش گفت: پسرم تو بايد خودت در اين مورد تصميم بگيري هر چند كه فكر ميكنم اين تصميم گيري براي آينده ات بسيار مهم باشد. سرانجام پس از يك هفته فكر كردن پسر همان اوراق را به معلم باز گرداند و هيچ تغييري در آنها ايجاد نكرد فقط روي يك برگه نوشت:

شما مي توانيد نمره بدي برايم منظور كنيد ولي من ترجيح مي دهم رؤيايم را حفظ كنم . . .

و آن را به همراه ورقه ها به معلمش تحويل داد.
سپس رو به حضار كرد و گفت: اين داستان را برايتان تعريف كردم چون شما هم اكنون در خانه 1000 متري من وسط يك مرتع 50 هكتاري قرار داريد.
من هنوز اوراق مدرسه ام را حفظ كرده ام ميتوانيد قاب شده آنها را روي شومينه ببينيد.
سپس ادامه داد: بهترين قسمت داستان تابستان سال پيش اتفاق افتاد كه همان معلم 30 دانش آموز را براي يك اردوي يك هفته اي به مرتعم آورد. وقتي داشتند مي رفتند رو به من كرد و كفت: راستش، الان ميفهمم زماني كه معلمتان بودم بعضي وقتها رؤياهاي شاگردانم را مي دزديدم. طي آن سالها رؤياهاي بسياري از بچه ها را دزديدم ولي خوشبختانه تو آنقدر سرسخت بودي كه تسليم نشدي.

اجازه ندهيد كسي رؤياهايتان را بدزدد، دنبال رؤياهايتان باشيد مهم نيست چه پيش مي آيد.
هر واقعه ای درآغاز به صورت رؤیاست.(کارل سندنبرگ)

فصل : حکایت (گردآوری)

نظرات کاربران

Warning: Use of undefined constant websima - assumed 'websima' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/mehdisahebi/public_html/wp-content/themes/websima/functions/comments-html.php on line 132

Warning: Use of undefined constant websima - assumed 'websima' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/mehdisahebi/public_html/wp-content/themes/websima/functions/comments-html.php on line 144

Warning: Use of undefined constant websima - assumed 'websima' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/mehdisahebi/public_html/wp-content/themes/websima/functions/comments-html.php on line 147

Warning: Use of undefined constant websima - assumed 'websima' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/mehdisahebi/public_html/wp-content/themes/websima/functions/comments-html.php on line 157

Warning: Use of undefined constant websima - assumed 'websima' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/mehdisahebi/public_html/wp-content/themes/websima/functions/comments-html.php on line 163

Warning: Use of undefined constant websima - assumed 'websima' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/mehdisahebi/public_html/wp-content/themes/websima/functions/comments-html.php on line 165

Warning: Use of undefined constant websima - assumed 'websima' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/mehdisahebi/public_html/wp-content/themes/websima/functions/comments-html.php on line 167

Warning: Use of undefined constant websima - assumed 'websima' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/mehdisahebi/public_html/wp-content/themes/websima/functions/comments-html.php on line 169